چقـدر با سـوادیم ؟

 

هشتم سپتامبر (هفدهم شهریور ماه)، به عنوان روز جهانی سواد نامیده شده است.

گستره مفهوم سواد در دوران مدرن پیشرفت بسیاری داشته و به تدریج در زمره قواعد سازمان یونسکو به عنوان مرجع پایش رشد شاخص های انسانی و اجتماعی درآمده است.

در این نوشته تلاش شده است تا آخرین تقسیم بندی یونسکو در تعریف سواد و انواع آن بیان و بصورت بسیار مختصر تحلیل شود تا مقدمه ای برای شناخت و گسترش آن در میان شهروندان باشد.

 سواد تخصصی؛

 به معنای مطالعه عمیق پیرامون مفاهیم، اصول و قاعده مندی های حرفه و پیشه جهت انجام درست ترین و بهترین کار و جلوگیری از هدر رفت منابع برای داشتن محیطی سالم‌تر و پویاتر، سعی دارد تا مفهوم کلاسیک سواد آکادمیک را جهت و رنگ و بویی انسانی و اجتماعی ببخشد.

این سواد باید مدام در معرض بازتعریف و بروزرسانی و انطباق با شرایط در حال تغییر اجتماعی و صنعتی و اقتصادی باشد. این سواد در صورت عمیق بودن، از اظهار نظرهای بیهوده در موارد غیرتخصصی جلوگیری می‌کند چون فردی با سواد تخصصی، میزان زحمات پیش رو برای کسب تخصص را بخوبی درک می‌کند.

 سواد دیجیتال: به مفهوم قابلیت و مهارت های پایه تا پیشرفته برای کار با تجهیزات و مفاهیم و ابزارهای دیجیتال مانند کامپیوتر و ابزارهای ارتباطی همراه برای پیشبرد امور به سریعترین و کم خطاترین شیوه و دریافت اطلاعات درست و کافی برای تصمیم گیری در امور شخصی و کاری، مورد تاکید قرار میگیرد. سواد دیجیتال اگرچه با سواد تخصصی در ارتباطی تنگاتنگ و به نوعی حتی فرزند آن است اما گستره مفهومی آن فراتر از مدارس و دانشگاه ها و برای ایجاد مسیرهای تازه در زندگی شهروندی و ایفای نقش بیشتر در زندگی اجتماعی است.

دو سواد پیش گفته، در مقوله دانش ورزی و آموزش، کاربردی مبنایی دارند و شرط لازم برای زندگی در دنیای امروز و فردا هستند اما به هیچ عنوان شروطی کافی نیستند؛ شروط کافی برای تبدیل شدن به انسان و شهروندی دارای سلامت فکر و رفتار عبارتند از:

 سواد عاطفی: به معنای توانایی برقراری ارتباط سازنده و پویا با خانواده، یاران، همکاران و شهروندان برای درک نفع اجتماعی و ساختن محیطی عاری از خشونت های فکری، کلامی و رفتاری در برابر دیدگان همگان یا پنهان از آنان است.

جوامعی که در آنها خشونت های زن ستیزانه، مردستیزانه، کودک آزارانه و قوم آزارانه تحت عناوین فیلم و شوخی و قصه در جریان است، قابلیت دوست داشتن، دوست داشته شدن، گفتگو و تحمل و یافتن نقاط اشتراک را از دست می‌دهند و به سمت مرزبندی های خودی و غیرخودی سقوط می‌کنند.

حذف هنر و موسیقی و رویدادهای اجتماعی صنف محورانه بستری مناسب برای سوء برداشت ها و سوء تفاهم ها و تندروی هاست.

 سواد ارتباطی: عبارتست از شناسایی و بکارگیری ابزار و کانال ها و واژگان و رفتار مناسب و متعارف برای برقراری ارتباط با سایرین. نحوه پوشش و آداب و رعایت کلام و احترام در معابر و محافل و مجالس چه شخصی و چه حقوقی، نشانگر میران وقار و جریان ادب و احترام در جامعه است. خلاف جهت آب شناکردن به بهانه آزادی اراده و حق شهروندی و مفاهیمی از این دست در آزادترین جوامع هم برای اینگونه افراد محدودیت های جدی ایجاد می‌کند؛ بنابراین سعی در همگونی و احترام به روش ها و آداب و کانال های ارتباطی (چه دیداری، چه گفتاری و چه نوشتاری) موجب نزدیکی افکار و تفاهم موثر می گردد. گسترش فرهنگ کتاب و کتابخوانی امری مهم و بستری محکم برای توسعه سواد ارتباطی است.

در بیانی موجز میتوان گفت سواد عاطفی برای فعال شدن و اثربخشی نیاز به سواد ارتباطی دارد. شاید با نوعی تسامح مجموع این دوسواد را بتوان پایه تربیتی یک فرد نامید. 

●  سواد سلامت: به مفعوم دوری از خرافه پنداری های بهداشتی و پزشکی و گوش فرادادن به توصیه ها و آموزه های مراجع درست اجتماعی است نه شبه مراجع و کسانی که تجربیات غیراصیل خود را به مردم می‌فروشند.

خوردن و انجام کارهایی برای لاغری، چاقی، زیبایی، تناوری، تغییر در اندام ها و اعضای بدن بخاطر شبیه شدن به کسی یا طبق توصیه کس دیگر، علاوه بر زیان های مالی آثار روحی غیرقابل جبرانی را برای افراد موجب شده و می‌شود.

 دستمایه قرار دادن نیاز افراد به زیباتر شدن یا شاخص تر شدن به ویژه در جوامع دارای تنگنا یا دارای نرخ ناامیدی بالا همواره شارلاتانیزم بهداشتی درمانی را به همراه داشته است و در مقابل این افراط، تفریط گرانی نیز به سمت خودمحوری در سلامت و خوددرمانی و افکار خطرناک می‌روند. از شاخص ترین باورهای رایج در جامعه ایران، حذف قند بطور کامل از برنامه زیستی و ابراز علاقمندی موج گونه بی مطالعه به حیوان دوستی و حیوان پروری چه در خانه و چه در کوچه و خیابان و غذا دادن و بر هم زدن چرخه طبیعی زیستی حیوانات و آلوده کردن چهره شهر به بهانه حمایت از حیوانات در قبال رفتار نابخردانه و بی سوادانه مراجع شهری در ابراز و اعمال خشونت به حیوانات شهری است.

در یک کلام، سواد سلامت بیان کننده شیوه بهزیستی و میزان دوری شهروندان از تنش ها و بیماری های مزمن روانی و جسمی است.

سه سواد فوق را سواد زندگی سطح اول می‌نامند که هر شهروند و انسانی باید در درجه اول بر خوی انسانی و روانی و سلامتی خود تمرکز و مراقبت داشته باشد.

اما انسان به عنوان موجودی اجتماعی که همواره در معرض جریان ها و اخبار و رویدادهای ریز و درشت پیرامونی است باید سطوح دیگری از سواد را نیز به سواد خود بیافزاید تا بتواند از زیست و سلامت جسمی و روحی خود مراقبت کند و آن سطح نیز چیزی نیست جز سطح پایه دانایی.

 سواد مالی: به معنای توانایی مراقبت از دستاوردها و آگاهی به ارزش داشته ها چه مادی و فیزیکی که مفهوم ثروت را شکل می‌دهد و چه غیرمادی که دانش و افکار و ایده ها را می‌سازد. اولی انسان را به سمت بی نیازی برده و در ارتقاء سطح زندگی و تجربیات و تعمیق افکار یا دنیادیدگی شخص موثر می‌افتد و دومی نیز در یافتن و قرار گرفتن در جایگاه درست اجتماعی و شان شخصی و تغییر و بهبود دیدگاه ها نسبت به فرد و ایجاد انگیزه در وی در حرکت به سمت تعالی فردی موثر است.

 سواد اقتصادی: به معنای توانایی بهره گیری یا به اشتراک گذاشتن منابع خود برای کسب منافع فردی و جمعی بیشتر یا بهتر یا کارآمدتر؛ و شناختن منابع، محدودیت ها و اهداف اجتماعی برای جلوگیری از نابودی و بیهودگی منابع برای بستن مسیر  حرکت جامعه به سوی به بی تفاوتی و فقر. اضطراب و هیاهو سازی برای خرید و نگهداری ارز و طلا و سکه و عتیقه و اتومبیل و دامن زدن نادانسته و ناخواسته به تورم و گیرافتادن در آن ورطه و تکرار مجدد رفتارهای هیجانی بنا به توصیه های افراد ناباب با نیات نامشخص و سرعت بخشیدن به چرخه سقوط و کمیابی منابع فکری و فیزیکی با مشارکت مراجع بی سواد، از خصوصیات جوامع بدون برنامه و هدف، و خفیف کردن تفکر اقتصادی برای گل آلود کردن آب و ماهی گیری از آن به ضرر مردمِ همیشه بازنده است.

 سواد تحلیلی: اساس رشد فکری و به معنای شناسایی و استفاده درست از رسانه ها و نشانه ها و هوشیاری برای پیش گیری از سقوط در گرداب رفتار گله ای پیرامون باوری همگانی به نظری خاص یا عدم باوری همگانی به نظری دیگر بدون ارزیابی جوانب آن.

تک‌نگری و تک علت پنداری بزرگترین آفت فکری یک جامعه است که بخش بزرگ یا نزدیک ‌به تمامی افراد یک جامعه را با هر سطح سواد و سن و تخصصی آلوده میکند و از قضا هر چه سواد تخصصی و علمی بالاتر باشد خوراک  بهتری برای یکسونگری و تعصب شبه علمی فراهم میکند. گویی پدیده های اجتماعی در نبود تحلیل و همه جانبه نگری چون ضحاکی ماردوش، افکار و ایده ها و جسارت ها را در ابتذال بی فکری می‌بلعد و جامعه بدون نگرش عمقی و صرفا بر اساس اطلاعات زیاد و پراکنده و نوعی رخوت و تکبر ناشی از همه چیز دانی، فقط مرگ خود را به تاخیر انداخته و دیگران را برای قربانی کردن به جلو می‌اندازد؛ قربانیانی که تنها گناهشان تامل و تفکر بوده است نه بها دادن به هیاهو و سیاه و سفید دیدن همه چیز.

 

پرسش اینجاست: فرد ایرانی و در تصویری بزرگتر، جامعه ایران چقدر باسواد و بهروز است؟

 

محمدرضا صدقیانی فر   

استراتژیست - شهریورماه 1405